|
چهار شنبه 28 مرداد 1398برچسب:, :: 17:22 :: نويسنده : alone
سلام بعضی وقتها چیزی مینویسی فقط برای 1نفر اما دلت میگیرد وقتی یادت می افتد که هر کسی ممکن است بخواند جز آن 1نفر...
به وبلاگ عاشقانه من خوش اومدید خواهش میکنم نظرتون رو درباره وبلاگم بگید
لطفا نظر بزارید موفق باشید ![]()
پنج شنبه 14 آبان 1394برچسب:, :: 9:30 :: نويسنده : alone
پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه: نا مردا خواهرم بود...
![]()
چهار شنبه 6 آبان 1394برچسب:, :: 21:11 :: نويسنده : alone
آن شب وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستش را گرفتم و گفتم “باید راجع به موضوعی باهات صحبت کنم”. او هم آرام نشست و منتظر شنیدن حرفهای من شد. دوباره سایه رنجش و غم را در چشماش دیدم. اصلاً نمیدانستم چه طور باید به او بگویم، انگار دهنم باز نمیشد.
ادامه مطلب ... ![]()
دو شنبه 2 مهر 1394برچسب:, :: 22:22 :: نويسنده : alone
تنهـایی یعـنی هیچ وقــت کسی نباشه اشکات رو پاک کنه…
|